
چند روز پیش سر به یاد آوردن یک خاطره و دیدن عکسهای قدیمی با آیدین حرف می زدیم و به این نتیجه رسیدیم که به طور خیلی عجیبی زندگی ما خواهر وبرادرا تو جوانی چقدر شیرین بود و همیشه باهم بودیم وچقدر خوش می گذشت چقدر مسخره بازی در می آوردیم چقدر بیخودی به چیزای بیخودی می خندیدم چقدر شبها که تا صبح بیدار می موندیم چای می خوردیم و سیگار می کشیدیم ورق بازی می کردیم....برعکس اون سریاله که اول زندگی تلخ بود و بعد شیرین می شد...متاسفانه زندگی ما اولش شیرین بود و حالا که بزرگتر شدیم و بیشتر به هم احتیاج داریم تلخ شده...آخ جای خیلی چیزها تو زندگیمون خالیه...ولی همین هم که موندیم نتونستیم حفظش کنیم...همه مون تلخ شدیم و چی باعث این فاصله شده نمی دونم......
کاشکی هنوز بچه بودیم....
کاشکی...
راستی حیفه با هم خوب نباشیم...
هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر