دیدی که آخر آمد روز جدایی
سفربخیر عزیزم خدانگهدار
به شهر خود رسیدی مرا به یاد آر.
هرجا که رفتی با هر که بودی
من اینجا با یاد تو شادم آنیا
از خود گریزان در زیر باران
پرنده ایی اسیر بادم
من میخندم ولیکن دلم گرفته
آواز من چه رنگی ز غم گرفته
آه میخندم تا ندانی غم دل من
چون موج گل رمیدی از ساحل من
آه تنها ماندم تنهاتر ازخدای تنها
تو آنجایی من اینجایم تنهای تنها !
(ایرج جنتی عطایی) (فریدون فرخزاد)

هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر