۱۳۹۱ بهمن ۸, یکشنبه
دیده شود حال من...
دیده شود حال من ار چشم شود گوش شما
همچو کتابیست جهان جامع احکام نهان
جان تو سر دفتر آن فهم کن این مسئله را*
بس سخن است در دلم
بسته ام و نمی هلم*
بسته ام و نمی هلم*
همه از عشق بر رسته
جگرها خسته
لب بسته
روشنی خانه تویی خانه بمگذارو مرو*
روی در دیوار کن تنهانشین
وز وجود خویش هم خلوت گزین*
در دو چشم من نشین
ای
آنکه از
من
من تری*
ای
آنکه از
من
من تری*
مولوی
اشتراک در:
پستها (Atom)









