وبلاگ 55
۱۳۹۴ مرداد ۳۱, شنبه
از سر دلتنگی
جایی برای ماندن
جایی برای خواب
آخر ،کجا ، کجاست؟
یک خانه
یک اتاق ؟
در خاک میهنم که در آن می روم به خاک ؟
یا خود به چاهسار دلم
چاله ی سیاه ؟
صبح است و باز سرزده خورشید از افق
و او که خرد و خسته می رسد از راه و
زابره.
(منصور اوجی)
تنها در جاده
زمان time
دلا خو کن به تنهایی...
مهمانی چشم و دل
یک لحظه از زندگی a life
یادگاران اهل درد
یک قاب a frame
یک پنجره a window
۱۳۹۴ مرداد ۲۹, پنجشنبه
فصل ها...
و تابستان...
پستهای جدیدتر
پستهای قدیمیتر
صفحهٔ اصلی
اشتراک در:
پستها (Atom)