۱۳۹۵ فروردین ۱۱, چهارشنبه

همیشه هستی

عزیزترین روزت مبارک
سخت دلتنگت هستم.


پست بی نام

عید هم آمد و رفت ...دل ما باز نشد اما...سال هم نوشد.....
و ما همچنان گرفتار واسیر ذهن فعالیم با افکار کهنه ... که نمی شود جلویش را گرفت و فکر نکرد...
همینطور می آید و می آید و تو را غرق می کند در خودش و به هیچ نتیجه ای هم نمی رسد ای کاش می شد 
مثل تلویزیون خاموشش کرد 
و گرفت خوابید ولی انگار با بالش قراردادی پنهانی دارد که تا سرت را رویش می گذاری نا خواسته 
همه از همه طرف هجوم میاورند 
و تو فقط می توانی قلت بزنی این ور 
و قلت بزنی آن ور تا رختخواب مرگ شوی....
به هر حال به امید سالی خوب...روزهای خوب...و خوابهای خوب....

۱۳۹۴ اسفند ۲۵, سه‌شنبه

فصل ها...

با بهار...


یار مهربان best friends


کافه کتاب


دلخوشیها کم نیست


اتاقی از آن خود


مهمانی چشم و دل


انتظار...


تنها در جاده